۲۱ مرداد, ۱۴۰۱

چرا خلاق نیستیم؟

 

خلاقیت یکی از ویژگی های جالب و جذاب ذهن ما انسان هاست.بسیاری از افراد تصور می کنند خلاقیت در ذات آدمهاست.یعنی عده‌ی خاصی از انسان‌ها از همان بدو تولد با خلاقیت و عده ای دیگر بدون نیروی خلاقیت به دنیا می آیند.این تصور کاملا تصور اشتباه و غیرواقعی است.خلاقیت مانند هر توانایی دیگری در وجود همه ما هست.نکته مهم این است که چقدر به این نیروی خارق العاده توجه کنیم و سعی کنیم آن را در وجود خودمان پرورش بدهیم.خلاقیت یک مهارت است.مانند نقاشی کشیدن یا رانندگی کردن.با تمرین و تکرار مانند هر مهارت دیگری می‌توانیم خلاق بودن را یاد بگیریم و به یک فرد خلاق و صاحب ایده تبدیل شویم که می‌تواند دنیای اطرافش را با تغییرات جذاب زیباتر کند.

 خلاقیت چیست؟

 

معمولا وقتی شخصی کار جدیدی انجام می‌دهد که دیگران قبلا آن را انجام نداده اند میگوییم خلاقیت به خرج داده است.مثلا وقتی خانمی با مواد غذایی همیشگی غذای جدیدی را می پزد یا زمانی که فردی با یک تعداد ابزار به ظاهر به درد نخور یک وسیله جدید می سازد.بطور کلی می توان گفت خلاقیت یعنی انجام یک کار همیشگی از طریق یک روش متفاوت یا انجام یک کار جدید و تازه که قبلا کسی آن‌را انجام نداده است.زمانی که از خلاقیت صحبت می کنیم منظورمان انجام کاری است که قبلا کسی آن را انجام نداده است بنابراین احتمال اینکه در انجام یک کار جدید با شکست مواجه شویم بسیار زیاد است.بطور کلی باید در مسیر خلاقیت شکست را به عنوان یک امر طبیعی  و بدیهی بپذیریم.کسانی می‌توانند خلاق باشند که از تجربه‌ی کارهای جدید نترسند و شکست را به عنوان بخشی از مسیر بپذیرند.

آیا خلاقیت مخصوص افراد خاصی است یا همه می توانند خلاق باشند؟

همه ما در بدو تولد خلاق به دنیا می آییم.اما به مرور زمان و تحت تاثیر محیط اطرافمان ابن خلاقیت از بین می رود و جای خودش را به تقلید می دهد.به عنوان مثال وقتی در محیط مدرسه همه باید یک جور یک مسئله را حل کنند یا از یک روش مشخص برای درس خواندن استفاده کنند.در محیط خانواده هم به ندرت به بچه ها اجازه داده می شود تا متفاوت باشند.البته متفاوت بودن به معنی این نیست که هر کاری دوست داشته باشیم انجام بدهیم بلکه منظورمان این است که اجازه داشته باشیم یک کار را از روش های متفاوتی انجام دهیم و تنها به یک روش محدود نباشیم.

زمانی که فرد از دوران کودکی محدود می شود و نمی‌تواند چیزهای جدید را تجربه کند، به مرور زمان قدرت خلاقیتش را از دست می دهد و با خودش می گوید بهتر است من هم روش بقیه را ادامه بدهم.در حقیقت تصمیمی می‌گیرد تا همرنگ جماعت شود.در جایی که همه مثل هم عمل می کنند جایی برای رشد و شکوفایی خلاقیت باقی نمی ماند.به همین دلیل است که وقتی به دوران بزرگسالی می رسیم احساس می‌کنیم که خلاق نیستیم یا بهتر است بگوییم خلاق به دنیا نیامده ایم و احساس ناتوانی می‎‌کنیم.

۴ دلیل مهم برای از بین رفتن قدرت خلاقیت

نگرانی از قضاوت دیگران

یکی از مهم ترین دلایل برای از بین رفتن قدرت خلاقیت ترس از قضاوت شدن توسط دیگران است.طبیعی است که وقتی کار متفاوتی انجام می دهیم بیشتر مورد توجه قرار می‌گیریم و راه برای انواع قضاوت‌ها در مورد ما باز خواهد شد.اغلب ما دوست نداریم که توسط دیگران قضاوت شویم،بنابراین تصمیم می گیریم که به همان روش قبلی و همیشگی خودمان زندگی کنیم و خلاق نباشیم و کار جدید و متفاوتی را تجربه نکنیم.

ترس از شکست

همان طور که گفتیم خلاقیت یعنی انجام یک کار جدید یا انجام یک کار همیشگی از روشی تازه.یکی از ویژگی‌های مهم انجام کار جدید این است که ممکن است با شکست مواجه شود.این موضوع کاملا طبیعی است چون قبلا تجربه انجام چنین کاری را نداشته ایم ممکن است نتیجه‌ی دلخواه را بدست نیاوریم.انسان های موفق همیشه شکست را به عنوان بخشی از مسیر خلاقیت می پذیرند و ترمز نمی‌کنند.آنها سعی می‌کنند دفعه‌ی بعد اشتباهات قبل را تکرار نکنند و با افزایش دانش و مهارت خود،میزان خطا را به حداقل برسانند.

داشتن باورهای محدود کننده

یکی دیگر از دلایل خاموش شدن شعله‌ی خلاقیت این است که ذهنمان را با باورهای محدود کننده احاطه کرده ایم.باورهایی مثل اینکه:

  • من نمی توانم
  • من خلاق نیستم
  • من استعدادش را ندارم
  • خلاقیت باید در ذات آدم باشد
  • و…

این قبیل باورهای محدود کننده باعث می شوند تا بعد از مدتی باور کنیم که واقعا قادر نیستیم خلاق باشیم و استعدادش را نداریم.

راهش را بلد نیستیم

بعضی مواقع هم دوست داریم خلاق باشیم و کارهای نو و متفاوت انجام دهیم اما نمی‌دانیم چگونه باید این کار را انجام دهیم.متاسفانه آموزش های خوب و کاربردی در مورد خلاقیت هم بسیار کم است.بنابراین به این نتیجه می‌رسیم که حتی اگر هم بخواهیم نمی توانیم خلاق باشیم و ناامید می‌شویم.

مواردی که بررسی کردیم،بخشی از دلایلی است که باعث می‌شود نتوانیم یا بهتر است بگوییم نخواهیم خلاق باشیم.

تست جورج لند

آقای دکتر جورجلند پژوهشگر حوزه خلاقیت،تصمیم گرفت در سال ۱۹۶۸ آزمونی را از تعداد زیادی کودک ۳ تا ۵ ساله بگیرد.این آزمون همان آزمون خلاقیت برای ورود مهندسان به آژانس هوایی ناسا بود.او همین آزمون را برای تعدادی کودک ۱۰ و بعد ۱۵ ساله هم تکرار کرد.نتایج این آزمون شگفت انگیز بود:

نتیجه آزمون روی کودکان ۳ تا ۵ ساله:۹۸ درصد

کودکان ۱۰ساله:۳۰ درصد

نوجوانان ۱۵ ساله:۱۲ درصد

و ۲۸۰۰۰۰ مهندسی که خواهان ورود به ناسا بودند:فقط ۲ درصد

اما معنای نتایج این آزمون چیست؟

جورج لند پس از انجام این آزمون جالب دریافت که انسانها رفتارهای غیر خلاقانه را در طول زندگی می آموزند.یعنی انسانها هرچقدر بزرگ تر می‌شوند به رفتارهای تکراری و روتین روزانه عادت می کنند و شعله‌ی خلاقیت هم در آنها خاموش می شود.

۳ راهکار کلیدی برای افزایش خلاقیت

  • ربط دادن دو چیز بی ربط بهم

مهم ترین و شاید بهترین روش برای افزایش خلاقیت ربط دادن دو چیز بی ربط به یکدیگر است. این روش باعث می شود تا ذهنمان را درگیر نوآوری و ابداع کنیم.به عنوان مثال یافتن تشابه بین ماشین و میز و یا جمله ساختن با کلماتی که هیچ ربطی بهم ندارند.این روش،روشی بسیار کاربردی و موثر برای تحریک قوه‌ی خلاقیت است.

  • به طبیعت بروید

یکی دیگر از راههای بسیار موثر برای افزایش خلاقیت رفتن به طبیعت است.در طبیعت نشانه ای از تکنولوژی و زندگی پر مشغله‌ی امروزی نیست.در نتیجه ذهن می تواند از دغدغه های روزمره بخوبی رها شود.این بار که قصد داشتید کار متفاوتی انجام دهید حتما قبل از آن سری به طبیعت بزنید و کمی به ذهنتان آرامش دهید تا قدرت خلاقیتتان بهتر و بیشتر شکوفا شود.

  • مطالعه کنید

مطالعه کردن هم باعث می شود تا ایده های جدید به ذهنمان برسد و نیروی خلاقیتمان شکوفا شود.یکی دیگر از بهترین راهها برای افزایش خلاقیت افزایش میزان مطالعه است.حتما زمانی را در روز به مطالعه اختصاص دهید و سعی کنید عادت مطالعه کردن را در خودتان بوجود آورید تا همیشه ایده های نو و تازه داشته باشید.

مقالات
درباره سحر آقاجریان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

درباره ما
سبدخرید